فاطمیه

/ درین شب ها ز بس چشم انتظارى مى برد زهرا \

/ پناه از شدّت غم ها، به زارى مى برد زهرا! \

/ ز چشم اشكبار خود، نه تنها از منِ بى دل \

/ كه صبر و طاقت از ابر بهارى مى برد زهرا \

/ اگر پشت فلك خم شد چه غم؟! بار امانت را \

/ به هجده سالگى با بردبارى مى برد زهرا \

/ زیارت مى كند قبر پیمبر را به تنهایى \

/ بر آن تربت گلاب از اشكِ جارى مى برد زهرا \

/ همه روزش اگر با رنج و غم طى مى شود، امّا \

/ همه شب لذّت از شب زنده دارى مى برد زهرا \

/ نهال آرزویش را شكستند و، یقین دارم \

/ به زیر گِل، هزار امّیدوارى مى برد زهرا \

/ اگرچه پهلویش بشكسته، در هر حال زینب را \

/ به دانشگاه صبر و پایدارى مى برد زهرا \

/ شنید از غنچه نشكفته اش فریاد یا محسن! \

/ جنایت كرده گلچین، شرمسارى مى برد زهرا \

/ به باغ خاطرش چون یاد محسن زنده مى گردد \

/ قرار از قلب من با بى قرارى مى برد زهرا \

/ به هر صورت كه از من رخ بپوشد، باز مى دانم \

/ كه از این خانه با خود یادگارى مى برد زهرا ..............................


-----------------------/http://takavar114.blogfa.com--------------------------