/از بــیـت آل طـاهـا آتـــش کــشــد زبـانــه

/ گــوئـی شــده قـــیـامـت بـر پـا درون خــانــه

/ برپاست شور محـشر از عـتـرت پـیـمبـر

/ خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه

/ اهریمنان نمودند خون قلب مـصـطفی را

/ در مـنـظـر خـلایـق بـی جــرم و بــی بـهــانـه

/ در پــشــت در فــتــاده ام‎الائـــمـــه از پـا

/ دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر یـگــانـه

/ زیـنـب بـه نـاله گـویـد کـشـتـند مــادرم را

/ ایـن یک ز ضـرب سـیـلی آن یک ز تـازیانه

/ در خون فتاده زهرا چون مرغ نیم بسمل

/ مـحـسـن فـتاده چـون گـل ، پرپر در آستانه

/ در پشت زانـوی غم پژمان نشسته حـیـدر

/ مانده حـسـیـن مظـلوم، حیران در آن میانه

/ از نقش خون و دیوار پرسد ز حال زهرا

/ وز زخــم سـیـنـه گـیـرد از مــیــخ در نشـانه

/ دارد حــســن شـکـایـت از کـیـنـه مغیره

/ ریـــزد ز دیـــدگـــانـــش یــاقـــوت دانـه دانـه

/ بـا پـهـلـوی شـکـسـته، چون مـرغ بـال بسته

/ زهـرا بـه خـون نـشسـته در کـنج آشیانه...


-----------------------/http://takavar114.blogfa.com--------------------------