.: از بــیـت آل طـاهـا آتـــش کــشــد زبـانــه :.{شعر&شعور}

/از بــیـت آل طـاهـا آتـــش کــشــد زبـانــه
/ گــوئـی شــده قـــیـامـت بـر پـا درون خــانــه
/ برپاست شور محـشر از عـتـرت پـیـمبـر
/ خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه
/ اهریمنان نمودند خون قلب مـصـطفی را
/ در مـنـظـر خـلایـق بـی جــرم و بــی بـهــانـه
/ در پــشــت در فــتــاده امالائـــمـــه از پـا
/ دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر یـگــانـه
/ زیـنـب بـه نـاله گـویـد کـشـتـند مــادرم را
/ ایـن یک ز ضـرب سـیـلی آن یک ز تـازیانه
/ در خون فتاده زهرا چون مرغ نیم بسمل
/ مـحـسـن فـتاده چـون گـل ، پرپر در آستانه
/ در پشت زانـوی غم پژمان نشسته حـیـدر
/ مانده حـسـیـن مظـلوم، حیران در آن میانه
/ از نقش خون و دیوار پرسد ز حال زهرا
/ وز زخــم سـیـنـه گـیـرد از مــیــخ در نشـانه
/ دارد حــســن شـکـایـت از کـیـنـه مغیره
/ ریـــزد ز دیـــدگـــانـــش یــاقـــوت دانـه دانـه
/ بـا پـهـلـوی شـکـسـته، چون مـرغ بـال بسته
/ زهـرا بـه خـون نـشسـته در کـنج آشیانه...
-----------------------/http://takavar114.blogfa.com--------------------------
علی الظاهر جنگ خاتمه یافته است ،آیا باید در فراموشکده ها و غفلتکده های اذهان من و تو در هیاهوی شهر گم شوند و ... شاید جنگ خاتمه یافته باشد، اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت و زنهار این غفلتی که منو تو را درخود گرفته است،ظلمات قیامت است.ای شقایق های آتـش گرفته ،دل خونین ما شقایقی است ، که داغ شهادت شما را در بر دارد آیا آن روز خواهد رسید که بلبلی در وصف ما سرود شهادت بسراید