زبان حال من روسیاه در پایان یک ماه مهمانی محبوب..........................

/ گفتند ماه رحمت و مهمانی خداست

/ مانند یک غریبه به بزم خدا شدم

/ حتماً شنیده ای که مهمان حبیب اوست

/ این هم ببین ز خیل حبیبان جدا شدم

/ شب ها یکی یکی سحر و من به خواب ناز

/ دلخوش به مزد خواب همین روزه ها شدم

/ افطارها زفرط عطش هول کردم و....

/ غافل ز تشنگی شه کربلا شدم

/ توفیق شد یکی دو سه آیه ریا کنم

/ شبها ولی به حسرت یک ربنا شدم

/ من با خدا غریبه شدم، یا که او ز قهر....

/ رو از دلم گرفته و تحبس دعا شدم

/ من پشت در نشسته، خدا را چه دیده ای

/ در وا شد و میان کرم خانه جا شدم

/ اصلا عجیب نیست که راهم نمی دهد

/ من کی گدای قصه ی شاه و گدا شدم

..............یا اله العاصین ادرکنا...........

----------------------------------

تا ز رویت گرفته ام روزه
جز به یادت نکرده ام افطار
----------------------------------

چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم…
اللهم عجل لولیک الفرج

-----------------------/http://Takavar114.blogfa.com--------------------------