اعتراف قبل از اعترافات کـ ـ ـ ـروبی! {اخبار ویژه}
|
جبهه ضد انقلاب چرا از اعترافات كروبي مي ترسد؟ هفته گذشته همزمان با جابه جايي كروبي از منزلي به منزلي ديگر سايت هاي ضد انقلاب تبليغات وسيعي را مبني بر پخش اعترافات كروبي منتشر كردند. |

جبهه ضد انقلاب چرا از اعترافات كروبي مي ترسد؟ هفته گذشته همزمان با جابه جايي كروبي از منزلي به منزلي ديگر سايت هاي ضد انقلاب تبليغات وسيعي را مبني بر پخش اعترافات كروبي منتشر كردند. سايت رسمي مهدي كروبي به نقل از كمپين حقوق بشر (متشكل از حاميان سران و فعالان فتنه) از احتمال پخش اعترافات تلويزيوني مهدي كروبي خبر داد. اين سايت مدعي شده كه اعترافات كروبي به زودي پخش مي شود؛ اما اين اعترافات اجباري است. سحام نيوز از قول كمپين مذكور نوشته است: روانشناسان در حال آماده كردن شرايط حضور كروبي در تلويزيون هستند. نگراني از وضعيت سلامت مهدي كروبي به دنبال اظهارات يك منبع آگاه از درون ايران كه به كمپين گفت چندين روانشناس تلاش مي كنند «آقاي كروبي را براي حضور در تلويزيون آماده كنند»، دوچندان شده است. به ادعاي آنان «فشارسنگيني روي اين رهبر معترض بعد از انتخابات وارد آمده تا او را وادار به اعترافات تلويزيوني كنند». كمپين موسوم به حقوق بشر و سايت كروبي درباره جزئيات اعترافات وي چيزي ننوشته اند اما پيش تر برخي منابع خبري موضوع پشيماني او از بخشي از تندروي هايش را رسانه اي كرده بودند. رسانه هاي اپوزيسيون در جريان اعترافات تلويزيوني فعالان مطرح فتنه همچون محمدعلي ابطحي، محمد عطريانفر و... هم ادعاي اجباري بودن آن را مطرح كرده و مدعي شده بودند كه اعتراف كنندگان پس از آزادي گفته هاي خود را تكذيب خواهند كرد. آنان در همان ايام حتي ادعاي خوراندن «قرص روانگردان» به متهمان و زدن «آمپول هاي جادويي» را نيز مطرح كردند! اما وقتي ديدند اعتراف كنندگان پس از آزادي هم بر مواضع خود صحه گذاشتند، با انواع توهين ها، آنان را خودفروخته و سست عنصر خواندند. جريان فتنه در حالي موضوع حصر مجدد سران فتنه را برجسته كرده است كه اين جريان با مشكلات بي شماري مواجه است و قابليت انسجام و اثربخشي خود را از دست داده است. اين جريان در هنگام حصر كروبي و موسوي از تمام رسانه ها براي ايجاد اعتراض و آشوب براي بيرون آوردن آنها تلاش كرد كه نتوانستند به سرانجامي برسد اكنون بهانه اعترافات كروبي اعترافي است كه از به هم ريختگي بيشتر اين جريان جلوگيري كنند.
1-موسوي خوئيني ها كه اخيراً برخي از اعمال جريان فتنه گر تبري جسته بود گفت: «هدف اصلاح طلبان فقط جمهوري اسلامي است و آنها نه تنها با شعار عليه رهبري مخالفند، بلكه در چارچوب نظامي دست به كار سياسي زده اند كه تمام اصول قانون اساسي آن از جمله اصل مربوط به رهبري، همگي يك كل منسجم را تشكيل مي دهند.» وي همچنين گفته بود: ما با شعار جمهوري ايراني مخالفيم و هرگز از شعار جمهوري اسلامي در كنار استقلال و آزادي عقب نشيني نخواهيم كرد. اين سخنان آقاي خوئيني ها در هيچ جلسه اعتراف گيري و يا با حضور هيچ روانشناسي صورت نگرفته است و همين سخنان باعث عصبانيت جريان فتنه شده است. اين اظهارات تاكتيكي دبير مجمع روحانيون درباره وفاداري به جمهوري اسلامي و مخالفت با شعار جمهوري ايراني، به هم ريختگي بيشتردر حلقه هاي معارض نظام را به دنبال داشته است. اظهارات موسوي خوئيني ها در محافل اصولگرايان و درون حاكميت، نشانه اي آشكار از بن بست فتنه گران و تحركي فريبكارانه براي درآمدن از اين بن بست خودساخته ارزيابي شد.
اما همين اظهارات غالباً در محافل ضد انقلاب با سانسور مواجه شد تا از ضربات پي درپي به روحيه عناصر وابسته به اپوزيسيون ممانعت شود. با اين حال برخي رسانه هاي وابسته به ضد انقلاب طاقت نياورده و به اين اظهارات پرداختند. شبكه بالاترين در واكنش به اظهارات دبير مجمع روحانيون نوشت: آقايان و خانم هاي اصلاح طلب! اين نوع از اعلام برائت كردن تان از جنبش سبز ديگر دارد لوس مي شود كه يك روز ابطحي بيايد و از ما اعلام برائت كند و فردايش منتجب نيا و پس فردايش خوئيني ها و پس اون فردايش فلاني و فلاني ها. خب اگر مي خواهيد از جنبش سبز اعلام برائت كنيد، مرد و مردانه بيايد و در بين خودتان (همه اصلاح طلبان) يك ميتينگ سياسي برگزار كنيد و در پايان آن مراسم هم يك بيانيه بدهيد و همگي تان هم با اسم و رسم زير آن را امضا كنيد و در آن بيانيه هم به روشني بگوييد كه چرا از جنبش سبز اعلام برائت كرده ايد (مثلاً چون جنبش سبز برانداز است، خواستار جدايي دين از حكومت است، به خميني و آرمانهايش احترام نمي گذارد، ولايت فقيه را قبول ندارد و جمهوري ايراني را به جاي جمهوري اسلامي مي خواهد و...) تا بدين ترتيب در آينده جاي هيچگونه سفسطه براي كسي باقي نماند و مخالفان هم بتوانند با خيال راحت و صورت اصولي تكليف شان را با شما اصلاح طلبان مشخص كنند (هر چند كه هم اكنون هم خيلي از مخالفان تكليف شان را با شماها مشخص كرده اند). بالاترين همچنين تصريح كرد: اصلاح طلبان در انتخابات گذشته هيچ وزني نداشته اند و جريان هاي معارض رژيم از بغض جمهوري اسلامي به حمايت از اصلاح طلبان پرداخته بودند.شبكه وابسته به اپوزيسيون در تحليل ديگري يادآور شد: پس از اظهار وفاداري كردن قاطع اصلاح طلباني چون محمد خاتمي، منتجب نيا و كواكبيان به جمهوري اسلامي، اينك محمد موسوي خوئيني ها دبيركل مجمع روحانيون مبارز هدف اصلاح طلبان را حفظ جمهوري اسلامي دانسته است! در واقع اصلاح طلبان نقش اپوزيسيون را بازي مي كنند و اين دروغ توسط رسانه هاي غربي هم تبليغ مي شود. اما اين فقط بازي رژيم است.در ادامه اين نوشته آمده است: بايد با عبور از اصلاح طلبان، به دنبال بديل هاي واقعي و جدي براي رژيم بود.اكنون جريان فتنه درصدد است با بزرگنمايي اعترافات كروبي از عقب نشيني هاي بخش بزرگي از فتنه گران به سرعت عبور كند و به دنبال يك عامل اتحاد بگردد.
2- ابطحي هفته گذشته در مصاحبه اي تأكيد كرده بود: تندروي هاي جنبش سبز به اصلاح طلبان خيلي ضربه زد. عمده ترين اشتباه جريان اصلاحات را اين مي دانم كه مواضع طيفي از اصلاح طلبان، حركات راديكال بود و قطعاً مواضعي نبود كه اصلاح طلبي به خاطر آن بنا شده بود. برخي مواضع راديكال اين چنين باعث شكست ما شد. جريان اصلاحات در جنبش سبز خيلي ضربه خورد. مواضع متناقض در جنبش سبز، يأس و نااميدي را پراكند.اين سخنان ابطحي كه در فضايي بيرون از زندان و يا حصر اتفاق افتاده است مويد همان سخنان و اعترافات قبلي وي است كه در تلويزيون و در دادگاه منتشر شد. با اين حال رسانه هاي فتنه گر وي را نيز مورد سرزنش قرار دادند؛ سايت وابسته به محسن كديور در مطلبي به قلم ابراهيم نبوي نوشت: آقاي ابطحي! شما مي گوييد اصلاحات از جنبش سبز خيلي ضربه خورد. شما مرد شماره دوم ستاد جناب كروبي بوديد، طبيعي است كه نمي توانستيد عضو جنبش سبز حامي موسوي هم باشيد. اينكه شما به سمت آقاي كروبي رفتيد به دليل اين نبود كه جنبش سبز به اصلاحات لطمه مي زد، از قضاي روزگار، حاميان آقاي كروبي بسيار تندروتر از حاميان ميرحسين بودند و نقطه ضعف هاي فراواني در ستاد زير نفوذ شما به كل جنبش لطمه زد.عصبانيت گروههاي فتنه گر باعث شده است كه آنها براي خود مرزبنديهايي را نيز ايجاد كنند و خود را به دو گروه تندرو و تندر تر تقسيم كنند و اين نشان مي دهد آنها به شدت نگران اندك سرمايه گروههاي تندروتر هستند كه در صورت اعتراف كروبي آنها از جنبش فتنه جدا شوند.
3- شوراي هماهنگي سبز كه براي ايجادسخن هماهنگ و يكدل سازي فتنه گران ايجاد شده بود كارآمدي خود را از دست داده است و قابليت بسيج كنندگي آن كاهش يافته است. راديو دويچه وله آلمان با نگراني علت كاهش مقبوليت آن را مورد بررسي قرار داد.وبگاه دويچه وله آلمان با تاكيد بر اينكه « فراخوان تكبير در شب روز قدس با عدم استقبال مواجه شد» از قول يك روزنامه نگار زنجيره اي متواري نوشت: همان طور كه از اسم شوراي هماهنگي پيداست، بايد هماهنگ كننده همه گروههاي سبز باشد. ولي واقعيت اين است كه چنين نكرده و اتفاقاً بيشتر گروههاي معترض را ناهماهنگ كرده است. دليل اصلي اين است كه در تمام اين مدت، از اين شورا هيچ حركتي كه در راستاي هماهنگ سازي گروههاي معترض باشد ديده نشد. در تمام اين مدت شوراي هماهنگي كه مي توانست هماهنگ كننده باشد، حتي گروه هايي كه همفكر و هم انديش تر به اين مجموعه بودند را متفرق و ناهماهنگ كرده است.اين روزنامه نگار خارج نشين همچنين درباره شعار الله اكبر گفت: تأكيد مي كنم من الزاماً با اين شعار موافق نبودم اما حتي كساني كه اعتقاد به شعار مذهبي ندارند، ثابت كرده اند كه همپاي موسوي و كروبي شعار مذهبي دادند اما شورا نتوانست حتي كروبي و موسوي را نمايندگي كند. يكي از مخالفان مقيم آلمان هم در گفت وگو با دويچه وله اظهار داشت: گفتن الله اكبر معنايي نداشت چون راهي كهنه بود؛ اما اين موضوع نشان داد كه شوراي هماهنگي با بدنه بي ارتباط است.
پيشنهاد شوراي مجهول الهويه راه سبز براي الله اكبر گفتن در آستانه روز قدس، همچنين موجبات تفريح و تمسخر ضدانقلاب را فراهم كرد. سايت خودنويس 24 آگوست (2 شهريور) در خبري تمسخرآميز نوشت: «يكي از خوانندگان مجمع ديوانگان پيشنهاد جالبي داده: مي تونيم به جاي الله اكبر از فشفشه و منور استفاده كنيم». خودنويس با تمسخر پيشنهاد شوراي هماهنگي راه سبز براي الله اكبر گفتن در آستانه روز قدس، افزود: «اين پيشنهاد خلاقانه مي تواند شور جديدي را به جنبش بدهد. تصور كنيد تهراني را كه شبانه به نشانه اعتراض روشن شده. تصور كنيد شوروحالي را كه به معترضين دست مي دهد. مي توانيم با استقبال از چنين پيشنهاداتي يك بار ديگر ابتكار عمل را در دست بگيريم و فعاليت سياسي را پرشور و با كمي تفريح درآميخته كنيم.»
4- اعلام اعترافات كروبي از سوي مجموعه هاي ضد انقلاب اگرچه براي ايجاد يك كمپين ضد انقلاب و يك حلقه براي ايجاد اتحاد پيرامون يك موضوع مجازي و غير واقعي است؛ اما آنها دارند هسته هاي حقوق بشري كشورهاي ديگر را بر روي يك موضوع غير واقعي متمركز مي كنند تا آنها با موضع گيريها و احيانا بيانيه هاي خود باعث زنده شدن برخي از تحركات اين گروه ها شوند.
نكته پاياني
واقعي جلوه دادن موضوعات غير واقعي يكي از شگردهاي جريان فتنه گر است. اين جريان به خاطر دسترسي به امپراتوريهاي رسانه اي غرب و شبكه هاي عنكبوتي اين امكان را دارد كه با برجسته سازي اين موضوع بتواند به سمت مديريت افكار عمومي سوق پيدا كند و بايد براي مقابله با اين تاكتيك و فعاليتهاي ضد انقلابي سران فتنه به شكلي ويژه اطلاع رساني شود و سير نزولي دوري آنها از آرمانهاي امام و نزديك شدن به اهداف آمريكا و انگليس و رژيم صهيونيستي مستندنمايي شود.
محمدحسين مصطفايى
منبع:Basirat NEWS
-----------------------/http://Takavar114.blogfa.com--------------------------
علی الظاهر جنگ خاتمه یافته است ،آیا باید در فراموشکده ها و غفلتکده های اذهان من و تو در هیاهوی شهر گم شوند و ... شاید جنگ خاتمه یافته باشد، اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت و زنهار این غفلتی که منو تو را درخود گرفته است،ظلمات قیامت است.ای شقایق های آتـش گرفته ،دل خونین ما شقایقی است ، که داغ شهادت شما را در بر دارد آیا آن روز خواهد رسید که بلبلی در وصف ما سرود شهادت بسراید