.:می ترسم از رسیدن آن جمعه ای كه من :.{شعر؛شعور}

-----------------------/http://takavar114.blogfa.com--------------------------
با اینكه روضه خوانم و می خوانم از شما
فهمیده ام كه هیچ نمی دانم از شما
یا ایها العزیز! ذلیل معاصی ام
باید ز شرم چهره بپوشانم از شما
می ترسم از رسیدن آن جمعه ای كه من
جای سلام، روی بگردانم از شما
رویی نمانده است که به چشمت نظر كنم
پس بی دلیل نیست گریزانم از شما
من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد
با انتظارهای فراوانم از شما
من نان به نرخ نام تو خوردم، حلال كن
محض رضای ذائقه می خوانم از شما
...........یا مهدی مظلوم............
یا غریب مدینه
»سهم شما فقط 1 گناه«
»طرح ترک میلیون ها گناه برای تعجیل در ظهور حضرتش«
-----------------------/http://takavar114.blogfa.com--------------------------
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۷:۵۴ ب.ظ توسط سید
|
علی الظاهر جنگ خاتمه یافته است ،آیا باید در فراموشکده ها و غفلتکده های اذهان من و تو در هیاهوی شهر گم شوند و ... شاید جنگ خاتمه یافته باشد، اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت و زنهار این غفلتی که منو تو را درخود گرفته است،ظلمات قیامت است.ای شقایق های آتـش گرفته ،دل خونین ما شقایقی است ، که داغ شهادت شما را در بر دارد آیا آن روز خواهد رسید که بلبلی در وصف ما سرود شهادت بسراید