تازه بههوش آمده بود...
{8 سطر دفاع مقدس ....5}
تازه بههوش آمده بود؛ بعد از چند روز
دست بُرد بهطرف پایش
همه سکوت کردند؛ نبود
خندید
- خوب... آن یکی پایم که هست...
همه زدند زیر گریه
از طرف:
-----------------------/ هفته ی دفاع مقدس مبارک /--------------------------
-----------------------/http://takavar114.blogfa.com--------------------------
+ نوشته شده در شنبه ۱ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۶:۰ ب.ظ توسط سید
|
علی الظاهر جنگ خاتمه یافته است ،آیا باید در فراموشکده ها و غفلتکده های اذهان من و تو در هیاهوی شهر گم شوند و ... شاید جنگ خاتمه یافته باشد، اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت و زنهار این غفلتی که منو تو را درخود گرفته است،ظلمات قیامت است.ای شقایق های آتـش گرفته ،دل خونین ما شقایقی است ، که داغ شهادت شما را در بر دارد آیا آن روز خواهد رسید که بلبلی در وصف ما سرود شهادت بسراید