{8 سطر دفاع مقدس ....17}

... با صورت زمین خوردم .صداها ،بوها ،طعم خاک و خون ...
همه چیز قاطی شده بود ومن در حالی که روی زمین افتاده
بودم با همه ی توانم سعی میکردم بدانم چه شده است.سرم
را به زحمت از زمین بلند کردم ،اما هیچ جا را نمی دیدم. دستم را به
صورتم بردم تا خاک و خون رو از چشمانم کنار بزنم اما ناگهان
 دستم توی صورتم فرو رفت!
مایع گرم و لزج انگشتانم را خیس کرد. دلم ریخت.
آیا صورتم له شده اس؟در اولین لحظه ...

از طرف:
سـ ــ ــ ـیـد بیسیم چین


    -----------------------/ هفته ی دفاع مقدس مبارک /--------------------------

    -----------------------/http://takavar114.blogfa.com--------------------------